تابلو اعلانات انجمن



استادی در حال شرح دادن مفهموم بازاریابی به دانشجویان خود بود که اینچنین توضیح داد :
زمان کنونی: پنج شنبه-۴-۳-۱۳۹۱, ۱۰:۰۵ صبح
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: elhami
آخرین ارسال: elhami
پاسخ ها 1
بازدید 146

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 3 رأی - میانگین امیتازات : 3.33
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
استادی در حال شرح دادن مفهموم بازاریابی به دانشجویان خود بود که اینچنین توضیح داد :
نویسنده پیام
elhami
آفلاین
ارش و کمان

مدير موقت
جنسیت:
زن
سن:
22
محل زندگی:
تهران
ارسال ها:
471
تاریخ عضویت:
آبان ۱۳۹۰
ارسال: #1
2 استادی در حال شرح دادن مفهموم بازاریابی به دانشجویان خود بود که اینچنین توضیح داد :
استادی در حال شرح دادن مفهموم بازاریابی به دانشجویان خود بود که اینچنین توضیح داد



:
[/b]

شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله میرین پیشش و می گین : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" ، به این میگن بازاریابی مستقیم


!


شما در یک مهمانی به همراه دوستانتون ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله یکی از دوستاتون میره پیش دختره ،به شما اشاره می کنه و می گه : " اون پسر ثروتمندیه ، باهاش ازدواج کن" ، به این می گن تبلیغات


!


شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله میرین پیشش و شماره تلفنش رو می گیرین ، فردا باهاش تماس می گیرین و می گین : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" ، به این میگن بازاریابی تلفنی


!
شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله کراواتتون رو مرتب می کنین و میرین پیشش ، اون رو به یک نوشیدنی دعوت می کنیین ، وقتی کیفش می افته براش از روی زمین بلند می کنین ، در آخر هم براش درب ماشین رو باز می کنین و اون رو به یک سواری کوتاه دعوت می کنین و میگین : " در هر حال ،من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج می کنی؟" ، به این میگن روابط عمومی



!


شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین که داره به سمت شما میاد و میگه : "شما پسر ثروتمندی هستی ، با من ازدواج می کنی؟" ، به این می گن شناسایی علامت تجاری شما توسط مشتری
شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله میرین پیشش و می گین : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" ، بلافاصله اون هم یک سیلی جانانه نثار شما می کنه ، به این میگن پس زدگی توسط مشتری


!


شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله میرین پیشش و می گین : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" و اون بلافاصله شما رو به همسرش معرفی می کنه ، به این می گن شکاف بین عرضه و تقاضا


!


شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، ولی قبل از این که حرفی بزنین ، شخص دیگه ای پیدا می شه و به دختره میگه : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" به این میگن از بین رفتن سهم توسط رقبا


!


شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، ولی قبل از این که بگین : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" ، همسرتون پیداش میشه ، به این میگن منع ورود به بازار


!
شنبه-۱۹-۹-۱۳۹۰ ۰۸:۰۹ صبح
ارسال یک ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
تبليغات
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

لينك دوستان تالار تبادل اطلاعات فـــــرم2آنلاين / جاي لينك شما