ازدواج به عنوان سنتي پسنديده در تمامي جوامع در طول تاريخ از جايگاه خاصي برخورداربوده است . شروع زندگي مشترک روزنه اي بر ارضاي نيازهاي زيستي، رواني و اجتماعي مي باشد ، با اين حال بنا به دلايل متعدد امروزه بسياري از ازدواجها به طلاق منجر مي شود .
انگيزه هاي افراد براي تشکيل زندگي مشترک، متعدد است ، بعضي از اين انگيزه ها به دليل ناهمخواني با واقعيتهاي زندگي زناشويي محکوم به شکست مي شود . در اين مطلب سعي ما بر اين است تا به به انگيزه هايي که احتمالا به شکست در زندگي مشترک(طلاق) منجر مي شود ، نظري افکنده بيفکنيم .
1- ازدواج به منزله پاسخي به منتهاي خانواده:
ازدواج در بسياري از خانواده ها به عنوان يک سنت محسوب مي شود، خصوصاً زمان ازدواج فرزندان ، در تعدادي از خانواده ها از قواعد خاصي تبعيت مي کند . مثلاً بعضي از والدين اعتقاد دارند که فرزندانشان در سنين پايين تشکيل زندگي مشترک دهند . با توجه به مشکلات متعددي که در مسير يک زندگي مشترک وجود دارد تبعيت از اين باورها مخاطراتي را براي فرزندان امروزي به دنبال خواهد داشت .
2- ازدواج به منظور فرار از تنهايي:
انسان موجودي اجتماعي است ودروجود او تعامل با ديگران در ارضاي نيازهاي انساني سهم شايسته اي دارد . به همين خاطر بسياري از افرادي که بنا به دلايل متعدد ، تنها زندگي مي کنند و يا در عين حال که با خانواده خود زندگي مي کنند احساس تنهايي مي نمايند . گاهي براي کنار آمدن با اين خلأ احساسي، به فکر تشکيل زندگي مشترک مي افتند. به طور قطع ازدواج راهي به سوي تعامل، تبادل احساسات و همدردي محسوب مي شود و اين فرآيند به ايجاد رضايت در انسانها از زيستن با هم مي افزايد. اگر احساس تنهايي ، ناشي از ضعف مهارتهاي اجتماعي فرد در تعامل با ديگران باشد و يادلايل شخصيتي و ابتلاء فرد به اختلالات رواني سبب به وجود آمدن چنين حالتي در او شده باشد ، در چنين شرايطي ازدواج راه حل مناسبي براي کنار آمدن با اين احساس نيست.
3- ازدواج به منظور جبران کمبودهاي شخصي:
گاهي افرادي که در شرايط سختي زندگي مي کنند و امکانات موجود نيازهاي ايشان را ارضا نمي کند ، براي جبران اين خلاء ، اقدام به ازدواج مي کنند. مثلاً دختري که در يک خانواده فقير زندگي مي کند ، ممکن است پيشنهاد ازدواج با يک فرد ثروتمند را به راحتي قبول کند .
4- ازوداج به خاطر ارضاي نياز جنسي:
ازدواج در جامعه ، شيوه پسنديده اي در جهت ارضاي نيازهاي جنسي است . با اين حال ارضاي اين نياز در جامعه ، منوط به ازدواج نمي باشد . متاسفانه در جامعه ما ازدواج براي جوانان به دليل مشکلات عديده، بسيار دشوار شده است ، همچنين عدم وجود شرايط خاص براي حل نيازهاي غريزي افراد از طريق شرعي و قانوني ، تبعات خاص يا زمينه پژمردگي احساسات غريزي را به وجود آورده و يا اين نياز را به سمت و سويي غير از جهت اصلي آ ن منحرف ساخته است . اين بن بست مضاعف ، موجب مي شود که تعدادي از جوانها به دليل فشار غرايز جنسي ، تن به مسئله ازدواج بدهند و اين وضع در کوتاه مدت به دليل مهيا نبودن ساير عوامل به جدايي زوجين منتهي مي گردد .
5- ازدواج به منظور داشتن فرزند:
دربعضي اوقات ، ازدواج به عنوان راهي براي والد شدن محسوب مي شود . برخي به خاطر نياز غريزي به داشتن فرزند و ارضاي اين نياز به ازدواج گرايش پيدا مي کنند . چنين انگيزه اي بدون در نظر گرفتن ساير عوامل در تشکيل زندگي مشترک تبعات منفي را به دنبال دارد .
6- پذيرش انتظارات اجتماعي:
امروزه در رسانه هاي گروهي جامعه ما ، به طور مستقيم و غير مستقيم، تلاش براي ورود جوانها به زندگي مشترک ديده مي شود، چنين روندي بدون در نظر گرفتن ملاحظات متعدد، گاهي به گرايش جوانها به ازدواج و در نهايت به دليل فراهم نبودن شرايط لازم جهت ادامه زندگي مشترک ، به جدايي زوجين منتهي مي شود .
7- رفع مشکل بيکاري:
درجامعه ما بنا به دلايل متعدد، از جمله شرايط استخدام در برخي از مشاغل، متاهل بودن ِ متقاضي است . لذا گاهي اين شرايط موجب شکل گيري ازدواج در بين جوانها مي شود که در بعضي اوقات به دليل تداوم بيکاري و عدم کسب شرايط مناسب ، موجب جدايي زوجين مي گردد .
8- ازدواج به عنوان وسيله اي براي رسيدن به اهداف ديگر:
گاهي انگيزه اصلي در تشکيل زندگي مشترک ،عشق به فرد مقابل و نياز روان شناختي به زيستن با فرد مقابل نيست ؛ بلکه وي وسيله اي براي رسيدن به اهداف ديگر مي شود . مثلاً خانمي که دوست دارد در خارج از کشور زندگي کند ، ممکن است با پيشنهاد فردي جهت ادامه زندگي مشترک در خارج با وي ازدواج کند ولي بعد از ورد به کشور خارجي ، در مدت کوتاهي از شريک زندگي اش جدا مي شود .
9- ازدواج به خاطر بالارفتن سن:
امروزه ، بنا به دلايل متعدد، سن ازدواج در بين جوانها بالا رفته و اين مشکل خصوصاً براي دختران جامعه به خاطر مسائل فرهنگي استرس هاي متعددي را به دنبال داشته است . لذا گاهي ازدواج به خاطر ترس از تنهايي، از دست دادن زيبايي، از دست دادن والدين، کاهش شور زندگي و .... صورت مي گيرد . در چنين فضايي امکان سازگاري با مشکلات زندگي ، ضعيف بوده و در نهايت ضريب ريسک اين ازدواجها بالا مي باشد .
10- ازدواج به خاطر نجات يک انسان:
گاهي انگيزه فرد براي ازدواج، نجات دادن شخص مقابل از تنهايي، فشارهاي زندگي ، مشکلات اقتصادي و اجتماعي و دلايل ديگراست. مثلاً دختري که وابستگي شديد به پسري دارد ، مسئوليت زندگي وي از جمله کار، مسکن و مسائل مالي را مي پذيرد . چنين انگيزه هايي بعد از مدتي کوتاه رو به خاموشي مي رود و در نهايت زندگي مشترک را با بحران مواجه مي سازد .
11- ازدواج به خاطر رفع بحران:
گاهي ازدواج به دليل آسيب ديدگي جنسي ناخواسته، اتفاق مي افتد. به اين معني که طرفين براي حمل اين مشکل به ازدواج تن مي دهند، چنين شرايطي بدون آمادگي لازم جهت ورود به اين فضا، مخاطراتي را به دنبال دارد که در نهايت حداقل آن احساس به تله افتادن و حس اجبار به ازدواج با يکديگر است . چنين شرايطي خطر پذيري فزاينده اي براي ادامه زندگي مشترک ايجاد خواهد کرد .
12- ازدواج به خاطر فرار از مشکلات خانوادگي :
گاهي انگيزه افراد براي ازدواج به دليل دوري آنها از محيط استرس زاي خانواده از جمله درگيري والدين، اعتياد والدين، سوء رفتار جسمي و جنسي، بي توجهي، طرد و خشونت و موارد ديگر است . در چنين شرايطي افراد آمادگي روان شناختي لازم جهت ارزيابي متقابل را نداشته و در نهايت احتمال آسيب زا بودن اين رابطه بالا مي باشد .
13- ازدواج به خاطر عشق:
گاهي دو نفر ، چنان علاقه اي به يکديگر پيدا مي کنند که گمان مي برند به راستي عاشق هم هستند . وقتي هيجان ، با سرعت چشمگيري در روابط پيش برود ، شناخت يکديگر به روال عادي و تدريجي خود پيش نمي رود، زيرا وقت کافي براي اين امر وجود نداشتهاست.صراحت ، صداقت و اعتمادي که لازمه يک رابطه محکم است احتياج به زمان دارد . يک آشنايي سريع، هر چقدر هم که هيجان آور باشد، تنها يک صميميت ظاهري به بار مي آورد که به آساني با نزديکي و صميميت واقعي اشتباه مي شود ، به همين دليل ازدواج هايي که در کوتاه مدت اتفاق مي افتند ، مخاطراتي را به دنبال خواهند داشت .
14- ازدواج به خاطر فرار از يکنواختي زندگي:
گاهي افراد بدون آگاهي و آمادگي لازم وارد يک زندگي مشترک مي شوند و پس از مدتي احساس از دست دادن آزاديهاي فردي و يا احساس در دام افتادن مي کنند، ازدواجهايي که درآن انگيزه مزه کردن زندگي مشترک ، بدون توجه به ساير مؤلفه ها وجود دارد ، اغلب مخاطراتي را به دنبال خواهد داشت .
15- ازدواج به دليل برداشت غلط از مفاهيم :
افراد در دوران نامزدي ممکن است به فاش سازي مسائل شخصي خود بپردازند که گاهي بي توجهي به محتواي مطالب ابراز شده مشکلاتي را به دنبال دارد . مثلاً مردي به نامزدش مي گويد که اعتياد دارد ؛ اما زن مي گويد چون با صداقت اين موضوع را گفته من همسر او مي شوم و بعد از ازدواج اين مسائل ايجاد مشکل خواهد کرد.
16- ازدواج به مفهوم پذيرش جبر:
تعدادي از جوانان، خصوصاً آنهايي که نگرشهاي سنتي دارند گاهي ازدواج با فرد مقابل برايشان موضوعي از پيش تعيين شده محسوب مي شود . در جامعه ما ، گاه اين فرآيند با عنوان«قسمت» شناخته مي شود، لذا اين تصور وجود دارد که خواستگار فرد در واقع شخصي است که انگار مقدر شده است با او زندگي کند . چنين طرز تفکري جزء آسيبهاي پيش از ازدواج محسوب مي شود .
17- دوران کوتاه نامزدي:
دوران نامزدي حداقل ، شرايطي را براي آگاهي زوجين از هم فراهم مي آورد . تعدادي از افراد در اين دوران متوجه تفاوتهاي بسياري بين خود و فرد مقابل مي شوند يا در اين دوران متوجه ناراحتي و يا مبتلا بودن فرد به يک اختلال رواني يا وابستگي او به مواد مخدر مي شوند ، اما به رغم وقوف به اين مسائل ، بنا به دلايل فرهنگي از جمله اينکه به هم خوردن نامزدي را مساوي با بي آبرويي و از دست دادن حيثيت خود قلمداد مي کنند تن به ازدواج مي دهند چنين تجاربي در زندگي مشترک، بسيار بحران زا بوده و احتمال جدايي زوجين قابل پيش بيني است .
18- در کل احتمال آسيب زا بودن ازدواج افراد با شرايط زير قابل پيش بيني است :
-ازدواج دو فرد با فرهنگهاي کاملاً متفاوت.
-ازدواج در سنين پايين زير 20 سال
-تفاوت سني زياد بين زوجين مثلاً 15تا20سال
-بالاتر بودن سن دختر از پسر ( زن از مرد)
-ازدواج يک مرد با زني بيوه يا مطلقه
-ازدواج دختر با مردي که از ازدواج پيشين خود فرزندي دارد .
-ازدواج دو فرد مطلقه که داراي فرزندان بزرگسال مي باشند .
-ازدواج افرادي که فاصله طبقاتي بسيار زيادي با هم دارند .
-ازدواج دختري برخوردار از تحصيلات دانشگاهي با پسري که از لحاظ تحصيلي پايين است .
-ازدواج با فرد معتاد به مواد مخدر
-ازدواج با شخصي که قبلاً ازدواج هاي متعددي داشته است .
-ازدواج با فردي که خانواده اش شديداً مخالف اين وصلت هستند .
-ازدواج بدون داشتن اطلاعات کافي از موقعيت فردي ، خانوادگي و اجتماعي شخص مقابل .
-ازدواج با فردي که ثبات شغلي نداشته و به دليل مسائل شخصيتي خاص ، قادر به سازگاري در محيط کار نيست .
-ازدواج با دختر يا پسري که هنوز دانشجو است و از ثبات اقتصادي، شغلي و فکري لازم برخوردار نمي باشد .
19. ازدواج به خاطر جذابيت ظاهري:اهميت جذابيت جسماني به عنوان يک عامل مهم در دوستي ها و مناسبات اجتماعي، غير قابل انکار است . به نظر مي رسد افرادي که جذابيت ظاهري دارند ، رفتارهاي پسنديده تر و ويژگيهاي شخصيتي زيبايي هم داشته باشند . به خاطر چنين تصوري ، تعداد زيادي از دختران و پسران مجذوب جذابيت جسماني هم مي شوند . زماني که اهميت اين عامل درمعيارهاي افراد براي تشکيل زندگي مشترک بدون توجه به عوامل اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و شخصيتي افراد لحاظ مي شود ، ضريب خطر پذيري چنين ازدواجهايي نيز طبيعتاً بالا خواهد رفت .
در پايان بايد به نکته اشاره کنيم ، که مسائل مطرح شده فوق به صورت مطلق تأثير گذار نبوده و موارد استثنا هم وجود دارد .
دوست عزيز! اميد واريم با توجه به مطالب ذکر شده ، بتواني براي زندگي آينده خويش، انتخابي صحيح داشته باشي
در زندگی که ما انسانها میکنیم شاید تصوراتی اشتباه از زندگی مشترک داشته باشیم و یا دلایلی اشتباه برای زندگی مشترک خود بیاوریم.
در اینجا به بررسی اینگونه موارد میپردازیم
1- ازدواج به دلیل دوری از خانواده و پدر و مادر:
وقتی وضعیت در خانهی پدری، شوم و اندوه بار باشد، ازدواج یک راه گریز محسوب میشود.
تعجبی ندارد که خیلیها این راه گریز را انتخاب میکنند؛ اما بهطور معمول، این مسیری است که شما را از چاله درآورده و به چاه میاندازد. یکی دو سال دیگر در خانهی پدر و مادر ماندن، بهتر از آن است که با نخستین پیشنهاد ازدواج، تن به تاهل دهید، چون آن وقت ممکن است شریک زندگیتان تا آخر عمر سبب رنجش و آزار شما گردد
2- ازدواج به دلیل نگرش یک جانبهی پدر و مادر شما به شخص مورد نظر:
البته جای تعجب دارد که پدر و مادر شما به طور واقعی، همسر آیندهی شما را دوست بدارند؛ اما دوست داشتن این فرد از سوی آنان، دلیل کافی برای مدنظر قرار دادن ازدواج با آن فرد نیست. سالهای آینده، زمانی که (بعد از 120 سال ) از میان شما رفتند، شما کماکان باید اسیر فرد رویاهای آنان باشید؛ فردی که شاید مرد یا زن رویاهای شما نباشد.
3- ازدواج فقط به دلیل پول و ثروت:
اگر شما شیفتهی فردی هستید که ثروتمند است و فقط به همین دلیل حاضرید با او ازدواج کنید و به دیگر ابعاد توجه نمیکنید، این ملاک مناسبی نمیباشد.
ایدهی ازدواج کردن با یک فرد، بدون توجه به احساس و عاطفهی قلبی و فقط از روی نگاه مادی گرایانه، بهطور یقین، عقلانی نیست و اشتباه میباشد.
4- ازدواج به دلیل ترحم و دلسوزی به یک فرد:
گاهی انگیزهی فرد برای ازدواج، نجات دادن شخص مقابل از تنهایی، فشارهای زندگی، مشکلهای اقتصادی و اجتماعی و دلیلهای دیگر است.
برای نمونه، دختری که به پسری وابستگی شدید دارد، مسوولیت زندگی او از جمله کار، مسکن و مسائل مادی را میپذیرد. چنین انگیزههایی بعد از مدتی کوتاه، رو به خاموشی میرود و در نهایت، زندگی مشترک را با بحران مواجه میسازد.
5- ازدواج به دلیل خو گرفتن به ارتباط در طی زمان طولانی:
هنگامی که دو نفر پس از آشنایی، تصمیم به ازدواج با یکدیگر میگیرند، اشکالی ندارد؛ اما موقعی اجبار به دلیل «عادت محض» خطرناک میشود که دو نفر که با هم ازدواج کردهاند و بعد، از یکدیگر طلاق گرفته و به هم عادت کردهاند، تصمیم بگیرند دوباره شانس خود را امتحان کنند؛ مطمئن باشید هرگاه بار نخست، کارساز نبوده باشد، بار دوم نیز، کارساز نخواهد بود.
6- فردی که برای رسیدن به شما از همسرش جدا میشود:
بهطور معمول، اینگونه ازدواجها، زیاد دوام نخواهد آورد و پایهای برای یک رابطهی درازمدت نخواهد بود. فردی که به خاطر شخصی حاضر است به همسر یا نامزد خود خیانت کند، بهطور مسلم رابطهی آنان، استحکامی نخواهد داشت؛ زیرا کسی که توسط شما به فرد دیگری خیانت کرده، روزی نیز به خود شما خیانت خواهد کرد.
7- ازدواج، ابزاری برای دستیابی به خواستههای دیگر:
گاهی انگیزهی اصلی در تشکیل زندگی مشترک، عشق به فرد مقابل و نیاز روانشناختی به زیستن با فرد مقابل نیست؛ بلکه او وسیلهای برای رسیدن به هدفهای دیگر میشود.
برای نمونه، خانمی که دوست دارد در خارج از کشور زندگی کند، ممکن است با پیشنهاد فردی جهت ادامهی زندگی مشترک در خارج با او ازدواج کند؛ ولی مسائل فرهنگی، استرسهای متعددی را به دنبال داشته است؛ بنابراین گاهی ازدواج به خاطر ترس از تنهایی، از دست دادن زیبایی، از دست دادن پدر و مادر، کاهش شور زندگی و ... صورت میگیرد. در چنین فضایی، امکان سازگاری با مشکلهای زندگی، ضعیف بوده و در نهایت، ضریب ریسک این ازدواجها، بالا میباشد.
8- ازدواج به دلیل عشق سطحی و زودگذر:
گاهی دو نفر، چنان علاقهای به یکدیگر پیدا میکنند که گمان میبرند به راستی، عاشق هم هستند. وقتی هیجان با سرعت چشمگیری در رابطهها پیش برود، شناخت یکدیگر به روال عادی و تدریجی خود، پیش نمیرود؛ زیرا وقت کافی برای این امر وجود نداشته است.صراحت، صداقت و اعتمادی که لازمهی یک رابطهی محکم است، احتیاج به زمان دارد. یک آشنایی سریع، هر چهقدر هم که هیجانآور باشد، تنها یک صمیمیت ظاهری به بار میآورد که به آسانی با نزدیکی و صمیمیت واقعی، اشتباه میشود. به همین دلیل، ازدواجهایی که در کوتاهمدت اتفاق میافتند، ممکن است خطرهایی را به دنبال خواهند داشت.
9- ازدواج فقط به دلیل پدر و مادر شدن:
بدون شک، یکی از مهمترین عاملهای تحریک کننده برای ازدواج، این است که فرد، خود را پدر یا مادر ببیند و دوست داشته باشد که صاحب فرزندی شود؛ اما آیا به این موضوع آگاهی دارید که قادر هستید از لحاظ تربیتی، عاطفی، اخلاقی و مادی، شرایطی را برای هرچه بهتر تربیت شدن فرزندتان فراهم کنید؟ بیشک روزگار سپری میشود؛ بچهها بزرگ میشوند؛ ازدواج میکنند و به دنبال زندگی خویش میروند.آنگاه است که احساس میکنید باز شما هستید و تنهایی. پس فردی را انتخاب کنید که فقط در فکر این نباشید که با او صاحب فرزند شوید؛ بلکه شخصی باشد که در تمام مراحل زندگی، پا به پای شما، گام بردارد و مونس و همدم واقعیتان باشد.
10- ازدواج فقط به دلیل پایان دادن به دوران نامزدی:
دوران نامزدی دستکم، شرایطی را برای آگاهی زوجین از هم فراهم میآورد. تعدادی از افراد در این دوران، متوجه تفاوتهای بسیاری بین خود و فرد مقابل میشوند یا در این دوران، متوجه ناراحتی و یا مبتلا بودن فرد به یک اختلال روانی یا وابستگی او به مواد مخدر میشوند؛ اما با وجود آگاهی به این مسائل، بنا به دلیلهای فرهنگی از جمله اینکه به هم خوردن نامزدی را مساوی با بیآبرویی و از دست دادن حیثیت خود، قلمداد میکنند، تن به ازدواج میدهند.
چنین تجربههایی در زندگی مشترک، بسیار بحرانزا بوده و احتمال جدایی آنان قابل پیشبینی است.
11- ازدواج فقط به دلیل زیبایی ظاهری:
اهمیت جذابیت جسمانی، به عنوان یک عامل مهم در دوستیها و مناسبهای اجتماعی، غیرقابل انکار است. به نظر میرسد افرادی که جذابیت ظاهری دارند، رفتارهای پسندیدهتر و ویژگیهای شخصیتی زیباتری هم داشته باشند. به خاطر چنین تصوری، تعداد زیادی از دختران و پسران، مجذوب جذابیت جسمانی هم میشوند، زمانی که اهمیت این عامل در معیارهای افراد برای تشکیل زندگی مشترک، بدون توجه به عاملهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و شخصیتی افراد لحاظ میشود، ضریب خطرپذیری چنین ازدواجهایی نیز به طور طبیعی، بالا خواهد رفت
بعضی اوقات افراد دم بخت به دلایل عجیب و غریبی ازدواج می كنند. گاهی نـیز دلایل خوب و موجهی برای انتخاب فرد به خصوصی در سر دارند. آیا شما هم تحت فشار هسـتـیـد كـه هرچه زودتر ازدواج كنید؟
پس بهتر است نگاهی هم به این «دلایل بد» برای ازدواج بیندازید:
1- ازدواج كردن فقط به خاطر پول
فــرض می كنیم فردی كه شما شیفته و عاشقش شده اید شـخـص ثـروتـمـندی بـاشـد؛ كـه خـوش بـه سعادتان. البته عـاقـلانـه هم نیست كه با آدمی كه كاملاً بی پول اسـت وهـیچ قــصدی هم ندارد كه در آیـنـده در تأمین هزینه های زندگی سهمی داشته باشد، ازدواج كنید، مگر آن كـه حـاضـر باشید روزی 18 ساعت با كمال رضایت كار كنید تا قادر باشـید مخارج سنگین زندگی را تـأمین كنید. اما ازدواج كردن با یک نفر تنها به خاطر پول، صـرفنـظـر از احـسـاس شـمـا نسبت به آن فرد، تقریباً همواره اشتباه است.
2- ازدواج به خاطر دور شدن از خانه والدین وقـتـی وضـعیت در خانه پدری، شوم و اندوه بار باشد، ازدواج یك راه گریز محسوب می شـود. تعجبی ندارد كه خیلی ها این راه گریز را انتخاب می كـنـند. اما معمولاً این مسیری است كه شما را از چاله در آورده و به چاه مـی انـدازد! یکی دو سال دیگر در خـانه پـدر و مادر ماندن، بهتر از آن است كه با نخستین پیشنـهاد ازدواج ، تن به تأهل دهید، چون آن وقـت مـمـكـن است شریک زندگی تان تا آخر عمر سبب رنجش و آزار شما گردد.
3- علاقه والدین شما به فرد مورد نظر
البـتـه جـای تـعــجب دارد كه والـدین شـمــا واقعاً همسر آینده شما را دوست بدارند! اما دوست داشتن ایـن فـرد از سـوی آنها دلـیل كافی برای مد نظر قرار دادن ازدواج با آن فرد نیست. سال های آینده، زمانی كه آنها درگذشتـند و از میان شما رفتند شما كماكان باید اسیر فرد رؤیاهای آنان باشید. فردی كه شاید مرد یا زن رؤیاهای شما نباشد.
4- عادت به رابطه دراز مدت
هنگامی كـه دو نفر پس از مدتی آشنایی، تـصـمـیـم ازدواج با یكدیگر می گیرند، اشكالی نـدارد. امـا چـه وقـت اجـبـار بـه دلیل «عـادت مـحـض» خـطرناك می شـود؟ زمــانی كه دو نفر که با یكدیگر ازدواج كرده اند و بعد از یكدیگر طلاق گرفته اند، ( و به هم عادت کرده اند) تصمیم بگیرند دوباره شانس خودشان را امتحان كنند. مـطمـئـن بـاشـیـد هـرگاه بار نخست كارساز نبوده باشد بار دوم نیز كارساز نخواهد بود.
5- خواهان فرزند بودن
بله. «بچه دار شدن» قوی ترین محرك برای بسیاری از افراد در ازدواج است - اما آیا شما حاضرید فرزندان خود را در شرایط نه چندان ایده آل پرورش دهید؟ موضوع اینجاست: زمانی كه بچه ها بزرگ می شوند و دنبال زندگی خودشان بروند شـما مجدداً با آن فرد خواهید بود. هیچ کس كامل نیست، امـا حـداقل کسی را برگزینید كه بتواند برای فرزندانتان پدر یا مادر خوبی باشد؛ همـچـنـین خود شـما به وی علاقه داشته باشید و برایش احترام قائل باشید. در غـیر این صـورت گـزیـنه دیـگری را مد نظر قرار دهید مثلاً كودكی را به فرزندخواندگی بپذیرید.
6- کسی که به خاطر شما همسرش را کنار گذاشته معمولاً این گـونـه ازدواج ها زیـاد دوام نخـواهـد آورد و پـــایه ای برای یك رابطه درازمدت نخواهد بود. ایـن سناریو را در نظر بگیرید: فردی كه شخصی را می یابد كه حاضر است به همسر یا نامزد خـود خیانت كند، مسـلـماً رابطه آنها استحکامی نخواهد داشت. زیـرا کسی كـه تـوسـط شـما بـه فـرد دیگری خیانت كرده، روزی نـیـز به خود شما خیانت خواهد كرد.
7- یافتن یک ناپدری یا نامادری برای فرزندتان اگر توانستید فرد مناسبی را بیابید به شما تبریك می گوییم. اما اگر تردید دارید دست نـگـه داریـد. داشتن یـك نـامـادری یـا ناپدری بی رحم، برای فرزند شما به مراتب سخت تر و ناگوارتر است از این كه فقط یك پدر یا مادر دلسوز و مهربان بالای سرش باشد.
8- فشار اجتماعی تمام دوستان شما ازدواج كرده اند، اما شما هنوز مجرد هستید...امـا مطمئن باشید كه تا الان یكی دوتای آنها طلاق گرفته اند!
پس، خودتان باشید. هنگــامی كه مثلاً خاله شما در مورد این که آیا تصمیم به ازدواج دارید یا نه از شما سؤال می كند، توجهی نکنید. بهتر است تنها باشید تا این كه با کسی ازدواج كنید كه سبب بـدبـخـتـی شـمـا گــردد. هیچگاه تنها به خاطر آنكه متأهل شوید معیارهای خود را پایین نیاورید.